دختر سيگاري










آدمها مثل عكس ميمونند.خيلي كه بزرگشون كني كيفيتشون مياد بايين !!!
تاريخ شنبه چهاردهم اردیبهشت 1392سـاعت 21:37 نويسنده آيلين♦

دقت کردین؟همیشه آدمایی که خوب و بی آلایش و با صداقت کامل زندگی میکنن همیشه ضربه ی خوب بودن و احساس صادقانه خودشونو میخورن...؟دنیا خیلی کثیف و زشته..........................................
تاريخ پنجشنبه دهم اسفند 1391سـاعت 22:47 نويسنده آيلين♦

اینجا زمین است و زمین گرد است!وتویی که مرا دور میزنی فردا به خودم خواهی رسید...

حال و روزت دیدینیست.....................!

تاريخ پنجشنبه دهم اسفند 1391سـاعت 22:43 نويسنده آيلين♦

کم طاقتی عادت آن روزهایت بود...این روزها برای گرفتن خبری از من عجیب صبور شده ای!!!!!!!!!

تاريخ پنجشنبه دهم اسفند 1391سـاعت 22:41 نويسنده آيلين♦

کم طاقتی عادت آن روزهایت بود...این روزها برای گرفتن خبری از من عجیب صبور شده ای!!!!!!!!!

تاريخ پنجشنبه دهم اسفند 1391سـاعت 22:41 نويسنده آيلين♦

کم طاقتی عادت آن روزهایت بود...این روزها برای گرفتن خبری از من عجیب صبور شده ای!!!!!!!!!

تاريخ پنجشنبه دهم اسفند 1391سـاعت 22:41 نويسنده آيلين♦

هنوز هم از بين كارهاي دنيا...دل بستن به دلت بيشتر به دلم مي چسبد!!!!!!!

تاريخ جمعه بیست و هفتم بهمن 1391سـاعت 19:33 نويسنده آيلين♦

دوستای خوبم نمیدونم به چه دلیلی نمیتونم واستون نظر بزارم  ولی همیشه بهتون سر میزنم و کلی مطالبتونو دوووس دارم

تاريخ پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1391سـاعت 0:15 نويسنده آيلين♦

خدايا تو كسي رو داري كه بغلت كنه؟؟؟ آخه خيلي آرومي ...

تاريخ شنبه چهاردهم بهمن 1391سـاعت 23:0 نويسنده آيلين♦

حوصله ات که سر میرود با دلم بازی نکن

من در بی حوصلگی هایم با تو زندگی کردم...

تاريخ شنبه چهاردهم بهمن 1391سـاعت 22:34 نويسنده آيلين♦

هیچ اتفاقی نیفتاده !ستون حوادث خالی است ...

هنوز زنده ام بی تو !!! باورت می شود؟؟؟

تاريخ شنبه چهاردهم بهمن 1391سـاعت 22:31 نويسنده آيلين♦

سلامتی دختری که عاشق پاهای پیاده عشقش بود چون ماشین نداشت
سلامتی دختری که با عشقش رفت رستوران دونگه غذا شو داد تا جیب عشقش خالی نشه
سلامتی دختری که اگه هر جا بدونه عشقش رفت جای خالیشو کنارش حس کرد
سلامتی دختری که دنباله ماشین ، ملک پدری و قیافه عشقش نبود
سلامتی دختری که در هر شرایطی عشقشو تنها نذاشت...
و مهمتر از همه
سلامتی پسری که این دختر رو پیدا کرده

تاريخ دوشنبه نهم بهمن 1391سـاعت 19:8 نويسنده آيلين♦

هنوز دلخوشم به “خدا نگهدارت”
اگر نمی خواستی برگردی اصراری نبود که خدا مرا نگه دارد !!!
تاريخ دوشنبه نهم بهمن 1391سـاعت 19:3 نويسنده آيلين♦

حال روحیم خوب نیست ، به دنبال آتشم . . . فندکی کبریتی ، چیزی . . .
اما نه برای روشن کردن سیگار ارزان قیمتم !
برای دود کردن خاطرات و تجربه های تلخی که عمرم بهای آنهاست . . . !
تاريخ دوشنبه نهم بهمن 1391سـاعت 19:1 نويسنده آيلين♦

یک نخ آرامش دود می کنم !
به یاد نا آرامیهایی که از سر و کول دیروزم بالا رفته اند
یک نخ تنهایی ، به یاد تمام دل مشغولیهایم
یک نخ سکوت ، به یاد حرفهایی که همیشه قورت داده ام
یک نخ بغض ، به یاد تمام اشکهای نریخته
کمی زمان لطفا !! به اندازه یک نخ دیگر
به اندازه قدمهای کوتاه عقرب
یک نخ بیشتر تا مرگِ این پاکت نمانده
تاريخ دوشنبه نهم بهمن 1391سـاعت 19:0 نويسنده آيلين♦

وقتی که اون رفته و تویی که تنها تو تراس اتاقت با یه نخ سیگار روشن نشسته ، اون موقع می دونی چه آرزویی داری ؟که بمیری ؟
نه !
که برگرده ؟نه
آرزوت اینه که اون نخ سیگار هیچوقت به آخرش نرسه . . .

تاريخ دوشنبه نهم بهمن 1391سـاعت 18:58 نويسنده آيلين♦

با سیگار کشیدن کسی مرد نشد ولی با نامردی خیلی ها سیگاری شدن . . . !

.

تاريخ دوشنبه نهم بهمن 1391سـاعت 18:55 نويسنده آيلين♦

شبیه کسی شده ام که
پشت دود سیگارش
میگوید باید ترک کنم
سیگار را ، خانه را ، زندگی را
و باز پکی دیگر ...

تاريخ دوشنبه نهم بهمن 1391سـاعت 18:53 نويسنده آيلين♦
яima